قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
808
تاريخ الفي ( فارسى )
سر كيست ؟ بذيل ندانست كه اين پرسنده پسر حبيب است . در جواب گفت : اين سر حبيب بن مظاهر است كه در كربلا من او را به قتل رسانيدهام و به تحفه براى دوست خود فلانى آوردهام . چون پسر اين سخن بشنيد دود از نهاد او برآمد . با آنكه هنوز به حدّ بلوغ نرسيده بود سنگى برداشت و بر پيشانى او زد ، چنانچه مغز سرش پريشان شده از مركب درافتاد . پس پسر حبيب سر پدر را از مركب باز كرده ببرده و در گورستان معلّى دفن كرد . در آن موضع مزارى است مشهور به مزار رأس الحبيب . امّا در كامل التواريخ و روضة الصفا چنين آورده [ اند ] كه بعد از شهادت حبيب بن مظاهر ، مولاى ابى ذرّ غفارى ، كه جرير نام داشت ، « 1 » به ميدان درآمده پياده طريد مىكرد و رجزى مىخواند و حملهء مردانه مىآورد و قتالى مبارزانه مىكرد تا وقتى كه به قتل رسيد و حيات جاويد يافت . بعد از او يزيد بن مهاجر الجعفى قدم در ميدان نهاد و در محاربه و مقاتله داد مردى و مردانگى بداد . آخر الامر به بال شهادت به جانب روضهء سعادت خراميد . بعد از آن ، به روايت روضة الصفا ، مسروق بن حجّاج « 2 » - كه مؤذّن امام حسين بود - با اهل عدوان درآويخته به اقران خويش پيوست . به روايت روضة الشهدا انيس بن معقل اصبحى بعد از يزيد بن مهاجر روى به محاربه آورده بسيار كس را از اعداء امام حسين ، عليه السّلام ، به صحراى عدم فرستاد تا آنكه روح مقدّسش از تنگناى هيكل جسمانى به فضاى رياض روحانى پرواز نمود . و در بعضى تواريخ چنين آوردهاند كه بعد از اين ، زهير بن قين البجلى و نافع بن هلال الجملى « 3 » روى به ميدان نهاده شهادت يافتند . امّا أصحّ آن است كه سابقا قلمى شد . بعد از آن عابس بن شبيب « 4 » الشاكرى - و بعضى عباس بن شبث الشاكرى نوشتهاند - عازم قتال گشته از غلام خود ، شوذب ، پرسيد كه : اى شوذب ، امروز با ما در چه مقامى ؟ شوذب جواب داد : اى صاحب ، در ركاب تو شمشير مىزنم تا كشته شوم . عابس گفت : ظنّ من به تو همين بود . اكنون قدم نه كه امروز روزيست كه مرتبهاى عظيم از خداوند كريم به شفاعت
--> ( 1 ) . غلام ابو ذر غفارى ، جون بوده نه جرير . ( 2 ) . نام صحيح اين شخص حجّاج بن مسروق است ؛ - كتاب حاضر ، همين بخش ، ص 810 ، پابرگ شمارهء 1 . ( 3 ) . نافع قارى قرآن ، كاتب ، از حاملين حديث ، و از اصحاب امير المؤمنين على ( ع ) بوده و در سه جنگ آن حضرت در عراق شركت داشته است و پيش از شهادت مسلم بن عقيل به خدمت امام حسين ( ع ) آمد . ( 4 ) . هر سه نسخه : عابس بن شيث . عابس نخستين شخصى بود كه در خانهء مختار وقتى مسلم بن عقيل نامهء امام ( ع ) را بر حاضرين خواند اظهار خوشحالى و تبعيت از امام ( ع ) كرد . اصولا تمامى افراد قبيلهء شاكر به دليل رشادت و دليرى ذاتىشان به لقب « فتيان الصّباح » ملقّب بودند . مسلم بن عقيل ماجراى بيعت هجده هزار نفر از كوفيان را در نامهاى نوشت و آن را توسط همين عابس خدمت امام فرستاد .